بچهها در مقابل بهشت 1 - روز قیامت،به اطفال مؤمنین گفته می شود که به بهشتبروید!آنها حرکت می کنند ولی در بهشت منتظر پدر ومادر خودمیایستند! به آنها گفته می شود:آنها گناهکارند!کودکان با شنیدن این سخن،ناله سر می دهند...در این حال خدا می فرماید:پدر ومادر آنهارا هم بهبهشت ببرید. قرآن جلو جهنم 2 - روز قیامت،هر سورةقرآن بر در جهنم می ایستد ونمی گذار قاریاو به جهنم برود! شعار مسلمین 3 - شعار مسلمین درهنگام عبور از پل صراط،لا اله الاّ اللّه وعلیاللّه فَلیتوکل المتوکلون است. حافظ 40حدیث 4 - کسیکه 40 حدیث دینی برای اُمّتم حفظ کند،روز قیامت در زمرةفقهاء وعلماء خواهد بود. نام محمّد در روایت است که در قیامت،خدا به کسیکه نامش محمد است میفرماید:حیا نکردی بااینکه نامت نام حبیب من است ، معصیتنمودی؟ولی امروز من حیا می کنم که تورا عذاب کنم!زیرا نامت نامحبیب من است. شیعیان امام صادق(ع):روز قیامت،ندا می شود:شیعیان آل محمد(ص)کجاهستند؟عدة زیادی که فقط خدا اندازه آنها را می داند،بلند میشوند!سپس ندا می شود:زائرین قبر حسین(ع) کجاهستند؟عدة زیادیبلند می شوبه آنها گفته می شود:دست هر که را دوست دارید بگیریدوداخل بهشت شوید! اولین عضوی که حرف میزند! امام صادق(ع):اولین عضوی که در قیامت،سخن می گوید،رَحِمْاست.می گوید:خدایا!هرکه مرا وصل نمود،تو هم امروز بین خود واوراوصل نما!وهرکه مرا قطع نمود،توهم امروز بین خود واورا قطع کن! رسول خدا(ص):بنده ای در قیامت،ایستاده است.ناگاه شعله ای ازآتش جهنم که ازهمه کوهها بزرگتر است،بسوی او شعله می کشد!اومتحیر می شود که چه کند!در این موقع گرده نانی ویا دانه ای که در دنیادر مهمانی به مؤمنی داده است،در هوا پیدا می شودوبه اندازه کوهیشده ومانع از رسیدن آتش به او می شود. طول پل صراط! رسول خدا(ص):صفوف خلائق در قیامت،120 صف است که طولهر صفی مسیر چهل هزار سال وعرضش هزارسال است.صفوفمؤمنین سه صف وصفوف کفار 117صف است! مردگان در قبرستان بقیع! امام صادق(ع)فرمود:هرگاه خداوند اراده کند که مردگانرامحشورکند،دستور می دهد که باران چهل روز بر زمین ببارد!آنوقت استخوانهابهم متصل می شوند وگوشت بدنها می روید!سپس فرمود: ناگاه گردنبندش پاره شد! «در روایت آمده که حضرت عیسی(ع)مردی را که سالهای سال مردهبود،زنده کرد .حواریون دیدند پیرمرد با نشاطی است.به او گفتندچندسال است مردهای؟گفت الان مرا در قبر گذاشتند ودری از بهشتباز شد و به بهشت رفتم.حور العینی به استقبالم آمد ومرا در آغوشگرفت.ناگاه گردنبندش پاره شد.با هم نشستیم وداشتیم مهرههایگردنبند را جمع میکردیم که تو مرا صدا کردیومزاحمم!شدی.حضرتعیسی(ع)گفت برگرد وگردنبند را جمع کن! آثار تلاوت بعضی از سوره ها در قیامت کسیکه سورةیونس را در هر دو یا سه ماه تلاوت کند،روز قیامت ازمقربین است*کسیکه سورةهود را در هر جمعه قرائت نماید،در قیامتاز زمرة پیامبران بوده وخطائش پاک می شود.*کسیکه سورةیوسف رادرهر روز یا هر شب،تلاوت کند،در قیامت،جمالش مثل یوسف بوده و دچار فزع اکبر نمی گرد.*کسیکه سورةرعد راتلاوت نماید،بدونحساب ،وارد بهشت شده واجازة شفاعت در مورد خانواده ودوستانش را به او می دهند*کسیکه سورةکهف رادر هر شب جمعه بخواند،شهیدمی میرد ودر قیامت با شهداء محشور می شود*کسیکه بر تلاوتسورةمریم مداومت نماید،رو قیامت جزء اصحاب عیسی(ع)محشور شده وپادشاهی سلیمان را به او می دهند*کسیکه سورةاحزاب رازیادقراءت کند،در قیامت در کنار پیامبران،خواهد بود*کسیکه در نمازهایواجب ومستحب،سورةدخان راتلاوت کند،در قیامت ،ایمن بوده وازاوحسابی آسان کشیده ونامة عملش را بدست راست می دهند*کسیکه در هر جمعه،سورةاحقاف تلاوت نماید،در دنیا،دچار ترس نشده ودر قیامت،ایمن خواهد بود*کسیکه سورةانّا فتحناراتلاوت کند،در قیامتبه اومخلص خطاب می شود*کسیکه هر شب قبل از خواب،سورةواقعه را تلاوت نماید،روز قیامت،خدا رابا صورت نورانی ملاقاتکند*کسیکه سوره های طلاق وتحریم را درنمازهای واجب بخواند، در قیامت،دچار ترس نمی شود*کسیکه بر سورةلا اقسم مداومت کردهوبه آن عمل کند،با بهترین صورت محشور شده واز صراط ومیزان عبور کند*کسیکه سورةوالنازعات را تاوت نماید،سیراب می میرد وسیرابمحشور می شود وسیراب به بهشت می رود*کسیکه سورة ذاتالبروج را در نمازهای واجب،تلاوت کند، در موقف پیامبران میایستد*کسیکه سورةالطارق را در نمازهای واجب تلاوت کند،درقیامتدارای جاه ومقام بوده واز رفیقان پیامبران است*کسیکهسورةاعلی را در نمازهای واجبومستحب،تلاوت کند،به او گفته میشود:از هر دری که می خواهی،وارد بهشت شو!*کسیکه بر تلاوتسورةوالعادیات مداومت کند،با علی(ع) محشور شده ودر کنار اوخواهد بود*کسیکهالقارعه رازیاد تلاوت کند،ازحرارت جهنم ایمناست*کسیکه سورة عصر رادر نوافل بخواند،با خنده ونور مبعوثشده وداخل بهشت می شود*کسیکه سورةلایلاف را زیاد تلاوتنماید،اورا بر مرکبی از مرکبهای بهشت سوار نمایند. ثواب زیارت مشهد امام جواد(ع):کسیکه قبر پدرم را- در مشهد-زیارت کند،خداوندگناهان گذشته وآیندة اورا بیامرزد ودر قیامتتاپایان حساب،منبریبموازات منبر رسول خدا(ص)،برای او قرار می دهند. انواع و اقسام مجرمین در صحنة قیامت! رسول خدا(ص)فرمود:کسیکه ساختمانی از روی ریا بسازد،در قیامت تاهفت طبقةآن زمین فرو رفته وآتش به گردنش رسیده وسپس به جهنم می افتد! مردگان در قبرستان بقیع! امام صادق(ع)فرمود:هرگاه خداوند اراده کند که مردگانرامحشورکند،دستور می دهد که باران چهل روز بر زمین ببارد!آنوقت استخوانهابهم متصل می شوند وگوشت بدنها می روید!سپس فرمود: ناگاه گردنبندش پاره شد! «در روایت آمده که حضرت عیسی(ع)مردی را که سالهای سال مردهبود،زنده کرد .حواریون دیدند پیرمرد با نشاطی است.به او گفتندچندسال است مردهای؟گفت الان مرا در قبر گذاشتند ودری از بهشتباز شد و به بهشت رفتم.حور العینی به استقبالم آمد ومرا در آغوشگرفت.ناگاه گردنبندش پاره شد.با هم نشستیم وداشتیم مهرههایگردنبند را جمع میکردیم که تو مرا صدا کردیومزاحمم!شدی.حضرتعیسی(ع)گفت برگرد وگردنبند را جمع کن! رجعت چیست؟ رجعت به معنای اینستکه بعد از ظهور امام زمان(عج)،امامحسین(ع)زنده می شود!اصحابش در کربلا زنده میشوند! ویزید ویارانش،نیز زنده می شوند!وامام حسین (ع)از آنها انتقام می گیرد!سپس رسول خدا(ص) وامیر مؤمنان(ع)واصحاب ویاران آنان زنده می شوند!همچنین عده ای ازدشمنان زنده می شوند!واهل بیت(ع)از آنان انتقام میگیرند!وسالها حکومت وپادشاهی در کرة زمین،به عهدة آلمحمد(ص)می باشد. بسم الله الرحمن الرحیم نگین عقیق برو بچ بیخال جن شعرو حال کن . یک شبی مجنون نمازش را شکست ... بی وضو در کوچه لیلا نشست ( شکافتن قبر و مفقود بودن مرده لوطى ) در زمان حکومت عمر بن خطّاب ، غلامى را نزد او آوردند که مولاى خود را کشته بود، عمر بدون آن که تحقیق و بررسى نماید، حکم قتل او را صادر کرد. این خبر به امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام رسید و شهود نیز شهادت دادند؛ که این غلام مولاى خود را کشته است . حضرت خطاب به غلام کرد و اظهار نمود: تو چه مى گوئى ؟ غلام در پاسخ گفت : بلى ، من او را کشته ام . حضرت فرمود: براى چه او را کشته اى ؟ گفت : اربابم خواست به من تجاوز لواط کند ولى من نپذیرفتم ، و چون خواست مرا مجبور کند، من او را از خود بر طرف ساختم ، ولیکن بار دیگر آمد و به زور با من چنان عمل زشتى را مرتکب شد و من هم از روى غیرت و انتقام او را کشتم . حضرت اظهار داشت : باید بر ادّعاى خود شاهد داشته باشى ؟ غلام عرض کرد: یا امیر المؤ منین ! در حالى که من در آن شب تنها بودم ، چگونه مى توانم شاهد داشته باشم ؛ و او درب ها را بسته بود و من اختیارى از خود نداشتم . امیر المؤ منین علىّ علیه السلام فرمود: چرا بر او حمله کردى و او را کشتى ؟ آیا او از این عمل زشت پشیمان نشده بود؟ و آیا ندامت و توبه او را نشیندى ؟ غلام گفت : خیر، هیچ أ ثرى از آثار ندامت در او ندیدم . حضرت با صداى بلند فرمود: اللّه اکبر! صداقت یا دروغ تو، هم اکنون روشن خواهد گشت . بعد از آن دستور داد تا غلام را بازداشت نمایند و سپس به اولیاى مقتول خطاب کرد و فرمود: سه روز که از دفن مرده گذشت ، جهت بیان و صدور حکم مراجعه کنید. چون روز سوّم فرا رسید، امام علىّ علیه السلام به همراه عمر و اولیاء مقتول کنار قبر رفتند و حضرت دستور داد تا قبر را بشکافند؛ سپس اظهار نمود: چنانچه جسد مرده موجود باشد، غلام دروغ گفته ؛ و اگر مفقود باشد غلام ، صادق و راستگو است . پس وقتى که قبر را شکافتند، جسد را در قبر نیافتند؛ و چون به حضرت علىّ علیه السلام گزارش دادند که جسد در قبر نیست . حضرت اظهار نمود: اللّه اکبر! به خدا قسم ! نه دروغ گفته ام و نه تکذیب شده ام ، از پیغمبر خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که فرمود: هر که از امّت من باشد و عمل زشت قوم لوط را انجام دهد که همانا به وسبله فریب شیطان انجام مى دادند و بدون توبه از دنیا برود و او را دفن کنند، بیش از سه روز در قبر نخواهد ماند؛ و او را با قوم لوط محشور مى گردانند؛ و به عذاب سخت و دردناک الهى گرفتار خواهد گشت . پس از آن ، حضرت امیر علیه السلام فرمود: غلام را آزاد کنید.(26)
شعلهای مانند کوه
طول صراط مسیر سی هزارسال است.اولین کسانی که از صراط،گذرمی کنند،مؤمنین هستند که عبور بعضی از آنان،بیست سال طول میکشد!
سپس کفار از پل صراط عبور می کنند ولی در بین راه،نورشان ازبینمی رود وخطاب به مؤمنین،می گویند:بایستید!تا ما از نور شما مقداریبگیریم!ودر این هنگام به جهنم سقوط می کنند.
![]()
روزی جبرئیل نزد پیامبر(ص)آمد واورا بطرف قبرستان بقیع ،برسرقبری برد.جبرئیل صدازد:باذن خدازنده شو!ناگاهاز قبر،مردی با موهاومحاسن سفید،درحالیکه خاک از سر وصورتش می ریخت،بیرون آمد!
وگفت:الحمدلِلّه واللّه اکبر!جبرئیل به او فرمود:باذن خدا بجای خودبرگرد!سپس بر سر قبر دیگری رفتند وجبرئیل گفت:باذن خدا زنده شو!
ناگاه مردی باصورت سیاه از قبر خارج شد،در حالیکه می گفت: وای!حسرت برمن!هلاکت بر من!جبرئیل به او فرمو:باذن خدا بجای خودبرگرد!سپس جبرئیل به پیامبر(ص)گفت:ای محمد!درروز قیامت،مؤمنین ومشرکین،اینگونه از قبر محشور می شوند.
سپس حضرت عیسی(ع)سر قبر شخص دیگری که هنوز روی قبرشتربود،رفت واورا صدازد.آن مرد در هنگام مردن جوان بود وتازه مردهبود.ولی پیری زودرس پیدا کرده بود.حضرت عیسی(ع)گفت چند وقتاست مردهای؟گفت وقت ندارد شاید بیش از یک میلیون سالباشد!حضرت عیسی(ع)گفت عاقبت چه شد؟گفت نتوانستم جوابسؤالهارا بدهم لذا دری از جهنم باز شد وفرشتهای تازیانهای بر من زد کهقبرم از آتش پرشد.سوختم تا اینکه تو مرا صدا کردی!»
![]()
![]()
کسیکه بازنی نامحرم،ازدبرنزدیکی نماید یابامردی یانوجوانی لواطکند،روزقیامت،بدبوتر از مردار،محشور می شود،واهلمحشر از بوی اوناراحتند واز اومعذرتی قبول نمی گردد،سپس به جهنم می رود وهمةاعمالش باطل می شود.درجهنم اورا در تابوتی که میخ های آن از آهناست،گذاشته می شود وبرتابوت فرو می کنند،تا میخها در بدنش فرومی رودواگر عرق اورا برچهارصد امّتقرار دهند،همه می میرند واو ازکسانی است که عذابش از همه بیشتر است!
کسیکه مهر زنش را ندهد،نزد خدا زناکار محسوب می شود!خدا در قیامت به او می گوید:ای بندهام!با شرایطی کنیزم را بتو تزویجکردم،ولی تو به شرایط عمل نکردی!سپس خدا،حق زن را از مرد میگیرد و-گاهی-همة حسنات مرد را برای زن حساب می کند واگر باز زنطلبکار بود ،مردرابه جهنم می برند!
کسیکه شهادتی را مخفی کند،خدا گوشت اورا بر اهل محشر میریزد وداخل جهنم می گردد1
کسیکه دو زن داشته باشد وعدالت را در مورد نفقه وخودش، رعایت نکند،روز قیامت با غل وزنجیر محشور شده وداخل دوزخ می گردد!
کسیکه با زن نامحرمی دست بدهد، با غُل وزنجیر محشور شده وبهجهنم برده می شود!
کسیکه با زن نامحرمی ،شوخی کند،با هر کلمه ای که بااوسخن بگوید،هزار سال زندانی می شود و زن اگر راضی باشد ومرد را وادار به بوسیدن یا مباشرت حرام یا شوخی با او کند،ومرد به این سبب،دچار فحشاء شود،همین عذاب برای زن هم می باشد!
کسیکه سیلی به صورت مسلمانی بزند،خداوند در روزقیامت، استخوانهای اورا جدا کند ودر غل وزنجیر محشور شده وبهجهنم،داخلمی شود!
کسیکه بین دونفر سخن چینی کند،خداوند در قبر آتشی بفرستد که اورا تا قیامت بسوزاندو روزقیامت در حالیکه مارهای سیاه اورا نیش می زنند،محشورشده وبه دوزخ داخل گردد!
کسیکه به فقیری ستم کند واورا حقیر شمارد،خداوند اورا بصورت ذره ای محشور کند تا داخل جنم گردد!
کسیکه به مرد یازن همسردار،تهمت زند،خداوند عمل اورا باطلکند ودر قیامت،هتاد هزار فرشته از مقابل وپشت سر،اورا با تازیانه میزنندتا داخل دوزخ گردد!
کسیکه شراب بخورد،خداونداز سَمّ مارهای سیاه وعقربها،مایعیبهاو بخوراند که قبل از نوشیدن،گوشت صورتش درظرف بریزد وبعد ازنوشیدن،گوشت وپوستش مثل مردار بگندد،بطوریکه اهل محشر ازبویآناذیت می شوندسپس به جهنم برده می شود!وکسانیکه درخوردن و فشردن انگور شراب وفروختن وخریدن وحمل آن دست دارند وکسیکه از پول فروش آن استفاده می کند،همه در گناه شریکند وهر کسیکهشراب به نصرانی یا یهودی وصائبی ویا دیگری بنوشاند،همین گناه را دارد!
کسیکه شهادت دروغ بر علیه مسلمانی ویااهل کتابی ویا دیگری بدهد،روزقیامت به زبانش آویزان می شود ودر درک اسفل با منافقینخواهد بود!
کسیکه چشمش راخیره بر زن نامحرم نماید،در قیامت در حالیکه میخهای آتشین بر چشمش فروشده،محشور می شودو تاپایانحساب،به همین حالت است تابه دوزخ برده شود!
کسیکه برای ریاء به مردم غذا می دهد،روزقیامت،از غذای جهنم بهاو می خورانند واین غذا در دلش،آتش می شود تا حساب،پایان یابد!
کسیکه قرآن را حفظ کند وعمداً آنرا فراموش کند،در قیامت،دستوپابریده ودرغل وزنجیر،محشور شده وبرای هر آیه ای که فراموش کرده،ماری را بر او مسلط می کنند!
کسیکه علم را بیاموزد وبه آن عمل نکندوحبّ دنیا وزینتهای آن بر او اثر کند،مستوجب غضب الهی بوده وبا یهود ونصاری در درکاسفل خواهد بود!
کسیکه قرآن را برای ریاء بخواند،روز قیامت باصورتی تاریک وبدونگوشت،محشورشده وقرآن بر پشتش می زند تا داخل جهنمشود.وکسیکه قرآن را یادبگیرد وبه آن عمل نکند،روز قیامت،کورمحشور می شود ومی گوید:خدایا!چرا مرا کور محشور کردیدر حالیکهمن چشم داشتم؟گفته می شود:زیرا تو آیات الهی را فراموش کردی والان خودت فراموش می شوی!سپس به دوزخ برده می شود!وکسیکهقرآن را برای مباهات بر علماء یا برای طلب دنیا،یاد بگیرد،خدا درقیامت استخوانهای اورا پراکنده می کند!
کسیکه بر اخلاق بد زنش،صبر کند، خدا بر هربار صبر کردن،ثوابایوب را به او می دهد وبرای زنش در هر شبانه روز،به اندازه ریگ های زیاد،گناه نوشته می شود،واگرمرد قبل از راضی شدن ازهمسرش ،بمیرد،زنش روز قیامت،واژگون محشور می شود وبا منافقین در درکاسفل است!
وکسیکه دنبال عیب جوئی مؤمنی باشد،خداوند اورا به جهنم میاندازد وعورت اورا بر همة خلایق ،آشکار سازد!
کسیکه در کنار جاده ها،مکانهایی برای اسکان مسافرین درستکند،در قیامت،بر تختی از نور مبعوث شده ونور صورتش به اهل محشر، درخشانی می کند،بطوریکه ایجاد مزاحمت برای نور حضرت ابراهیمدر قبه اش می کند ومردم می گویند:این فرشته ای از فرشتگان است!
![]()
روزی جبرئیل نزد پیامبر(ص)آمد واورا بطرف قبرستان بقیع ،برسرقبری برد.جبرئیل صدازد:باذن خدازنده شو!ناگاهاز قبر،مردی با موهاومحاسن سفید،درحالیکه خاک از سر وصورتش می ریخت،بیرون آمد!
وگفت:الحمدلِلّه واللّه اکبر!جبرئیل به او فرمود:باذن خدا بجای خودبرگرد!سپس بر سر قبر دیگری رفتند وجبرئیل گفت:باذن خدا زنده شو!
ناگاه مردی باصورت سیاه از قبر خارج شد،در حالیکه می گفت: وای!حسرت برمن!هلاکت بر من!جبرئیل به او فرمو:باذن خدا بجای خودبرگرد!سپس جبرئیل به پیامبر(ص)گفت:ای محمد!درروز قیامت،مؤمنین ومشرکین،اینگونه از قبر محشور می شوند.
سپس حضرت عیسی(ع)سر قبر شخص دیگری که هنوز روی قبرشتربود،رفت واورا صدازد.آن مرد در هنگام مردن جوان بود وتازه مردهبود.ولی پیری زودرس پیدا کرده بود.حضرت عیسی(ع)گفت چند وقتاست مردهای؟گفت وقت ندارد شاید بیش از یک میلیون سالباشد!حضرت عیسی(ع)گفت عاقبت چه شد؟گفت نتوانستم جوابسؤالهارا بدهم لذا دری از جهنم باز شد وفرشتهای تازیانهای بر من زد کهقبرم از آتش پرشد.سوختم تا اینکه تو مرا صدا کردی!»
اکثرعلماء امامیه اجماع بر حقانیت رجعت دارند.
![]()
الف) ایمنى دهنده در سفرها بوده و آدمى را از بدى ها حفظ مى کند(1)
ب) با خیر و نیکى روبه رو مى کند(2)
ج) غم و غصه را رفع مى کند(3)
ه) فقر را از بین مى برد(5) و باعث گشایش رزق مى شود(6)
و) کارها را به نیکى و خوبى تمام مى کند(7)
ز) موجب اجابت دعا(8) و برآورده شدن هر حاجتى مى شود(9)
ح) موجب برکت و باعث ایمنى از بلا مى شود(10)
ط) ایمنى از پادشاه ظالم(11)
ى) همراه داشتن آن به هنگام نماز معادل هزار رکعت است(12)
حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) فرمودند: (یا على) همانا عقیق اولین کوهى است که به ربوبیت خداى متعال و نبوت من و وصى بودن تو و امامت فرزندانت و اختصاص داشتن بهشت به پیروان تو و اختصاص آتش به دشمنان تو شهادت داده است.
انگشتر شرف شمس
شرف شمس در نوزده درجه حمل است و این حروف عالیات که هفت و سیزده اند، به همین اسم شریف شرف شمس شهرت دارد، برنگین انگشترى نقش کنند که صورت صحیح آن این است:
و اگر به این اشکال دیده شود صحیح نیست و صورت صحیح آن همان است که ذکر شد.
همگى آن را اسم اعظم دانسته اند و خاتم آن را که اولین کلمه است، خاتم سلیمانى گفته اندو آن را به عوالم خمسه که حضرت خمس در اصطلاح عارفان است تفسیر کرده اند و در صفحه 92 و 93 و 222 و 223 حظ و لذ در تأثیر از جعفر خابیه امام صادق از امیرالمؤمنین علیهاالسلام امورى را برشمارد و انتساب آنها را به تورات و انجیل و قرآن ذکر کرده است و نیز بونى در کتاب شمس معارف کبرى جلد اول اوفاقى بسیار در خواص آن آورده است که «ضحکه للمغفل و عبره للمحصل».
نگین فیروزه
الف) باعث بى نیازى و دورى فقر مى گردد.(13)
ب) جهت ایجاد فرزند مؤثر است. (14)
ج) در استجابت دعا مؤثر است.(15)
د) عامل فتح و پیروزى است. (16)
هـ) دور گرداننده دردها از دیدگان است.(17)
و) موجب گشایش سینه مى گردد.(18)
ز) قوت دل را زیادمى کند. (19)
ح) باعث برآورده شدن حاجات مى شود.(20)
یکى از خادمان امام هادى (علیه السلام) از آن حضرت جهت زیارت على بن موسى الرضا اجازه سفر به سرزمین توس گرفت. حضرت به او فرمودند: انگشترى با نگین عقیق زرد به همراه داشته باش که بر روى آن حک شده باشد «ماشاءالله لاقوه الا بالله استغفرالله» و بر آن سوى نگین «محمد و على» حک کن.
خادم مى گوید: از نزد امام بیرون شدم و انگشترى را طبق دستور امام تهیه کردم و مجدداً براى خداحافظى به حضور امام رفتم. فرمودند: انگشترى دیگر با نگین فیروزه باید همراهت نمایى که در بین توس و نیشابور شیرى با تو روبه رو مى شود و قافله را از راه رفتن بازمى دارد، به سوى آن شیر رفته و انگشتر را نشانش مى دهى، به او بگومولاى من مى گوید از راه کنار برو. بعد اضافه کرد، باید نقش روى انگشتر (الملک لله» و سمت دیگر آن «الملک لله الواحد القهار» باشد که انگشتر حضرت على (علیه السلام) این نقش را داشته است. که آن سپرى در برابر درندگان و عامل پیروزى در جنگهاست.
نگین یاقوت
الف) باعث از بین رفتن فقر مى شود.(21)
ب) دارنده آن نجابت و بزرگى مى یابد.(22)
ج) پریشانى را زایل مى کند.(23)
رسول خدا (صلى الله علیه و آله) خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
فرزندم، انگشتر یاقوت و عقیق به دست کن که فرخنده و مبارک است و هرگاه کسى به آنها نگاه کند نور صورتش زیاد مى شود و یک رکعت نماز با آن دو، برابر با هفتاد رکعت نماز بدون آنهاست...
نگین زمرد
الف) سبب آسانى کارهاست.(24)
ب) زایل کننده فقر است. (25)
ج) فقر را به توانگرى مبدل مى کند.(26)
از امام رضا (علیه السلام) درباره نگینى که از سنگ زمرد ساخته مى شود، پرسیدند؟
امام فرمود: اشکالى ندارد اما به هنگام طهارت گرفتن (استنجار) آن را از دست درآورند.
نگین جزع یمانى
حضرت على (ع) فرمود: «انگشتر جزع یمانى در دست کنید که رد نمى کند مگر متمردان شیاطین را»
نگین سنگ زمزم:
حسین بن عبدالله از امام على نقى (ع) سؤال کرد: «آیا خوب است از سنگ ریزه اى که از چاه زمزم بیرون آرند، انگشترى سازند؟
فرمودند: بلى ، اما چون خواهد استنجاء کند، از دست بیرون آورد.»
نگین حدید چینى :
الف ) جهت نیرومندى نیک است . (27)
ب ) باعث دورى اجانین و شیاطین مى شود. (28)
ج ) از شر هر موجودى در امان مى دارد.(29)
د ) اثر چشم بد را از بین مى برد. (30)
ه- ) باعث آسانى وضع حمل مى شود. (31)
البته این انگشتر به هیچ وجه به زنان باردار توصیه نمى شود چون براى جنین خطر دارد.
ژ ) براى اجابت حاجات دشوار نیک است . (32)
ز ) باعث ایمنى از ترس مى شود . (33)
ح ) همراه داشتن آن به هنگام نماز مکروه است (34)
انگشتر در دست راست یا چپ:
از امام کاظم (ع) سؤال شد آیا انگشتر را باید در دست راست کرد؟ فرمودند: هرطور که مى خواهى، دست راست باشد یا چپ.
رسول خدا فرمود: یا على !انگشتر در دست راست کن که این عمل فضیلتى است از سوى خداى - عزوجل - براى آفریدگان مقربش.
ابوالعلاء از امام صادق (ع) در باره انگشتر به دست راست کردن سؤال کرد و گفت: من دیده ام بنى هاشم انگشترهاى خود را در دست راست مى نهند.
حضرت فرمود: پدرم امام محمدباقر (ع) در دست چپ انگشتر مى گذاشت و او (پدرم) افضل بنى هاشم و فقیه ترین آنها بود.
امام حسن عسکرى (ع) در سال دویست و شصت قمرى خطاب به شیعیان فرمودند: تاکنون امر ما این بود که انگشترتان را به دست راست بگذارید. این در حالى بود که ما (اهل بیت) در میان شما حاضر بودیم ولى اکنون امر مى کنیم انگشترى را به دست چپ کنید به جهت آنکه ما از میان شما غائب مى شویم تا زمانى که پروردگار امرما و امر شما را ظاهر کند همانا این بهترین دلیل براى شما در ولایت ما اهل بیت است. همان لحظه شیعیان در حضور امام انگشترهاى خود را از دست بیرون کرده و در دست چپ شان قرار دادند و حضرت به آنان فرمودند: این قضیه را براى شیعیان ما نقل کنید.
رسول اکرم مى فرماید: امتم را از دست کردن انگشتر در انگشت سبابه و وسط نهى مى کنم و در روایتى دیگر این عمل (انگشتر در انگشت سبابه و وسط نمودن) را از افعال قوم لوط دانسته اند.
پى نوشت ها:
(1 8، ، 11 ، 12 ، 13) امام جعفر صادق (ع)
(2و3و5و7و15و25) رسول خدا (ص)
(4 6، ، 14 ، 23 ، 24 ، 26) امام رضا (ع)
(9) امام سجاد (ع)
(10 ، 22 ، 27 ) حضرت على (ع)
(16) امام هادى (ع)
( 17 ، 18 ، 19 ، 20 ، 21) امام صادق (ع)
( 28 ) باقرین (ع)
(29 ، 30 ، 31 ، 32 ، 33 ) امام صادق (ع)
( 34 ) حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف
منابع و مآخذ : الکافى ، تهذیب الاحکام ، وسایل الشیعه، مکارم الاخلاق ، امامى شیخ طوسى ، عیون اخبار الرضا، حلیه المتقین، هزار و یک نکته.
![]()
. عشق آن شب مست مستش کرده بود.
فارق از جام الستش کرده بو ... گفت یارب از چه خارم کرده ای
. بر صلیب عشق دارم کرده ای.
خسته ام زین عشق دل خونم نکن ... من که مجنونم تو مجنونم نکن
من این بازیچه دیگر نیستم ... این تو و لیلای تو من نیستم.
گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگو پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم ولی نشناختی.
![]()
دختری 19 ساله به نام زینب با جن ها در ارتباط است او می گوید که بعد از چندی این جن ها باعث آزار و اذیت او و مادرش شده اند .
خانه آنها در یکی از محله های جنوب تهران است . و حالا گفتگوی زینب را بشنوید:
*از کی با این موجودات در ارتباطی :
**از سه ماه پیش
*آیا دوران کودکی جن ها را دیده بودی یا از چیزی می ترسیدی ؟
**من در کودکی نه جن دیدم و نه از چیزی می ترسیدم ، من حتی در تاریکی برای گربه قبلی ام غذا می بردم حتی از تاریکی هم نمی ترسیدم .
*نظر پدر و مادرت در مورد جن ها چیست ؟
**من پدر ندارم و مادرم هم از آنها نمی ترسد ، بلکه از آنها بدش می آید و مدام به آنها نفرین می کند که در آن موقع آنها من را اذیت می کنند .
*گربه را از کجا پیدا کردی و چند سال آن را داری ؟
**یک گربه ماده 3 سال پیش آمد در بالکن خونه ما و گربه ام را به دنیا آورد . جالب این جا بود که گربه ها همیشه 5 الی 6 بچه به دنیا می آورند ، ولی این گربه مادر همین یک گربه را به دنیا آورد . و بعد از دو روز دیگه مادر گربه ام نیامد .
*چه جوری به این گربه انس گرفتی ؟
**چون مادر گربه نیامد من به مراقبت از او پرداختم . او تا حدی به من انس گرفته بود که بعضی مواقع احساس می کردم به من می گوید ، مامان! تمام رفتارهایش مانند یک انسان بود . گربه ام حتی من را می بوسید .
*گربه نر بود یا ماده ؟
**من اسمش را نیلو گذاشته بودم ولی بعد از مردنش دامپزشکی که برده بودیم ، جنسیت او را نر اعلام کرد .
از کی جن ها رو زیاد می بینی ؟
آن شب خوابم نمی برد ، ساعت نزدیک 4:30 صبح بود به خاطر همین با گربه ام رفتم دم در خانه مان و نیلو (گربه ام) رفت تو کوچه که یکدفعه دیدم با یک گربه سیاه که پدر نیلو (گربه ام) بود و بارها دیده بودمش ، داشت دعوا می کرد . اول به خیالم یک دعوای ساده بود ، ولی گربه سیاه در تاریکی کوچه تبدیل به یک آدم سیاهپوش شد که عینک دودی زده بود و موهایش عین پلاستیک می ماند و وقتی داشت می آمد طرف خانه ما ، من در را بستم و او غیب شد از این ماجرا به بعد و بعد از مردن گربه ام آنها را زیاد می دیدم .
*چگونه آنها را می بینی ؟
**آنها با من کاری نداشتن ولی هر زمان مادرم با من یا بدون من میرفت پیش جن گیر و دعا نویس آنها مرا کتک می زدند ( با اشاره به در آشپزخانه ) می گوید : حتی یک دفعه از همین در تا انتهای آشپزخانه پای من را گرفتند و کشیدند .
*گربه ات چه طوری مرد ؟
**یک روز وقتی من و مادرم از بیرون آمدیم خانه دیدیم که نیلو وسط حیاط افتاده ، طوری که انگار سرش زیر پای یک نفر له شده بود وقتی او را به دامپزشکی پیش دکتر خیرخواه بردیم او هم نتوانست چگونگی مرگش را تشخیص دهد و فقط گفت خفگی است .
*از کجا فهمیدی کسانی که با آنها در ارتباطی جن هستند ؟ آیا قبلا جن دیده بودی ؟
**نه من جن ندیده بودم از آنجاییکه آنها غیب می شدند و شکل واقعی خود را در خواب به من نشان می دادند . آنها در بیداری به شکل انسانهایی عجیب با پوششی عجیب خودشان را به من نشان می دادند ولی در خوابم به شکل واقعی می آمدند ، آنها دارای شاخهای خاکستری – چشمان قرمز و پوستی کلفت و براق هستند و در سر و بازویشان خارهایی دارند .
*درس هم می خوانی ؟
**نه من در دوران ابتدایی چون خونریزی بینی داشتم به حدی که بی هوش می شدم مدیر مدرسه گفت : که دیگر نمی تواند من را در مدرسه قبول کند ، سال دوم ابتدایی ترک تحصیل کردم ، اما دوباره در سال 79 شروع به درس خواندن کردم . شبانه می خواندم و غیر حضوری واحدهایم را پاس می کردم .
طوری که در طول 3 سال ، ده بار معدل قبولی در کارنامه ام بود . ده سال را در سه سال خواندم .
*با وجود جن ها چه طور درس می خواندی ؟
**با وجود آنها من آن قدر انرژی داشتم که با نمرات عالی قبول می شدم .
*آیا تو تخیلی هستی؟
**تخیلی نبودم ونیستم .
*به ارتباط با جن ها علاقه نشان می دادی یعنی قبل از این جریان دوست داشتی با آنها ارتباط برقرار کنی ؟
**من اصلا به آنها فکر نمی کردم حتی مطالعه هم در این زمینه نداشتم .
*قبل از دیدن جن ها چیز غیر عادی در خانه تان رخ نداده بود ؟
**تنها اتفاق غیر عادی و جالب این بود که بعضی چیزهایی که در جایشان بود از جای دیگری سر در می آوردند ، یک بار دسته کلیدم را روی میز در اتاقم گذاشته بودم آن قدر دنبالش گشتم تا وسط کتابهایم پیدا کردم .
*رابطه تو با آنها چه طور بود ؟
**دوست داشتم پیش من بمانند ، من خیلی به آنها عادت کردم وقتی آنها نیستند من هیچ انرژی ندارم .
*دوست داشتی مثل جن ها باشی ؟
**آنها به من می گفتند : سیستم عصبی تو مشکل داره و زیاد عمر نمی کنی ، اگر تا یک مدت با ما باشی جزئی از ما می شوی آنها می گفتند ما تو را قوی و بعد ضعیف کردیم تا بفهمی هیچ انسانی به کمک تو نمی آید ، آنها از انسانها متنفرند .
*الان چه احساسی نسبت به آنها داری ؟
**دوست دارم دوباره بیایند آخه چند وقتی است که آنها را زیاد نمی بینم . می خواهم دوباره انرژی بگیرم .
*با این انرژی که به تو می دادند چه کار می کردی ؟
**من می توانستم در تاریکی مطلق در آینه به چشمهایم خیرع شوم و رنگ آنها را از قهوه ای تیره به کهربائی برسانم و اینکه شبها در آیینه کسانی را که فردا صبح با آن برخورد داشتم می دیدم . دو برابر یک مرد قدرت داشتم ، جسور وشجاع بودم .
*تو نماز هم می خوانی ؟
**قبل از دوستی با آنها می خواندم ، ولی بعد از دوستی با آنها نمیخوانم چون آنها دوست ندارند.
*وقتی با آنها دوست شدید و رابطه پیدا کردید در مورد خود چه فکر میکردید ؟
**فکر میکردم از آدمهای دیگه جدا هستم و از همه آدمها بزرگترم جن ها به من می گفتند، چشمانت را ببند و من این کار را میکردم و با خودم می گفتم، یک جن بکش – یک جم شرور ویا خوب بکش بعد وقت چشمانم را باز میکردم یکی از اونها را به صورت تصویری مبهم روی کاغذ می کشیدم .
*چند سال هست در این خانه زندگی می کنی ؟
**از موقعی که به دنیا آمدم 19 سال .
*پدرت چندساله فوت شده ؟
**او فروردین ماه 1377 فوت شده است .
*جن هایی که با آنها ارتباط داری چند نفرنند ؟
**اول 4 نفر بودند اما الان بیشترند .
*از کدومشون بیشتر خوشت میاد ؟
**از بچه یکی از جن ها
مادر زینب می گوید :
یک روز داشتم چای می خوردم که دیدم یک زنی دارد از حیاط به طرف در اتاق می اید . رفتم در را بستم چون احساس می کردم برای اذیت کردن زینب می اید وقتی که در را بستم برای این که تلافی کند هر چی آشغال بود ، دیدم از بالا به داخل چایی من می ریزد .
زینب به من گفت : من یک دختر باردار سیاه می بینم که تو خانه خواهرم از این اتاق به آن اتاق می رود .
و حالا خود زینب در ادامه گفته های مادرش می گوید :
جالب اینجاست که وقتی مامانم با آنها لج می کند و به روی زمین آب جوش می ریزد ، کف پای من می سوزد و حالت تشنج به من دست می دهد .
خوب عزیزان این یک سرگذشت از یک دختر ساکن تهران بود که براتون نوشتم
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |

